اصحاب عاشورايی سيد الشهدا

    (( اصحاب‌ عاشورايي‌ سيد الشهداء (ع‌) ))

 شهيد سيد مرتضي‌ آويني‌

  ... اين‌ است‌ رسم‌ جهان‌: روز به‌ شب‌ مي‌رسد و شب‌ به‌ روز. آه‌ از سرخي‌ شفقي‌ كه‌ روز را به‌ شب‌ مي‌رساند!

   آه‌ از شفقي‌ كه‌ روز را به‌ شب‌ مي‌رساند و آه‌ از دهر آن‌ گاه‌ كه‌ بر مرادِ سِفلگان‌ مي‌چرخد!

   عجب‌ تمثيلي‌ است‌ اين‌ كه‌ علي‌ (ع‌) مولود كعبه‌ است‌... يعني‌ باطن‌ قبله‌ را در امام‌ پيدا كن‌! اما ظاهر گرايان‌ از كعبه‌ نيز تنها سنگ‌ هايش‌ را مي‌پرستند. تماميت‌ دين‌ به‌ امامت‌ است‌، اما امام‌ تنها مانده‌... .

   تقدير اين‌ چنين‌ رفته‌... كه‌ شب‌ حاكميت‌ ظلم‌ و فساد با شفق‌ عاشورا آغاز شود و سرخي‌ اين‌ شفق‌، خون‌ فرزندان‌ رسول‌ خدا باشد.

  ... قافلة‌ عشق‌ روي‌ به‌ راه‌ نهاد.... و اين‌ راه‌، راهي‌ فراخور هر مهاجر در همة‌ تاريخ‌. هجرت‌ مقدمة‌ جهاد است‌ و مردان‌ حق‌ را هرگز سزاوار نيست‌ كه‌ سر و سامان‌ اختيار كنند و دل‌ به‌ حيات‌ دنيا خوش‌ دارند، آن‌ گاه‌ كه‌ حق‌ در زمين‌ مغفول‌ است‌ و جُهّال‌ و فُسّال‌ و قدّاره‌ بندها بر آن‌ حكومت‌ مي‌رانند.

  ... سرّ آنكه‌ جهاد في‌ سبيل‌ الله با هجرت‌ آغاز مي‌شود در كجاست‌؟ طبيعت‌ بشري‌ در جست‌ و جوي‌ راحت‌ و فراغت‌ است‌ و سامان‌ و قرار مي‌طلبد.

  ... آه‌ ياران‌! اگر در اين‌ دنياي‌ وارونه‌، رسم‌ مردانگي‌ اين‌ است‌ كه‌ سر بريدة‌ مردان‌ را در تشت‌ طلا نهند و به‌ روسپيان‌ هديه‌ كنند... بگذار اين‌ چنين‌ باشد. اين‌ دنيا و اين‌ سر ما.

   خون‌ حسين‌ و اصحابش‌ كهكشاني‌ است‌ كه‌ بر آسمانِ دنيا راه‌ قبله‌ را مي‌نماياند. بگذار اصحاب‌ دنيا ندانند. كرمِ لجن‌ زار چگونه‌ بداند كه‌ بيرون‌ از دنيايي‌ كه‌ او تن‌ مي‌پرورد، چيست‌؟ زمين‌ و آسمان‌ او همان‌ است‌، و اگر او را از آن‌ لجن‌ زار بيرون‌ كشند، مي‌ميرد.

  ... واقعة‌ عاشورا دروازه‌اي‌ از نور است‌ كه‌ آنان‌ را از ظلم‌ آباد يزيديان‌ به‌ نور آباد عشق‌ رهنمون‌ مي‌شود...

 اگر نبود خون‌ حسين‌، خورشيد سرد مي‌شد و ديگر در آفاق جاودانة‌ شب‌ نشاني‌ از نور باقي‌ نمي‌ماند... حسين‌ چشمة‌ خورشيد است‌.

   آماده‌ باشيد كه‌ وقت‌ رفتن‌ است‌.

 عقل‌ مي‌گويد بمان‌ و عشق‌ مي‌گويد برو... و اين‌ هر دو، عقل‌ و عشق‌ را، خداوند آفريده‌ است‌ تا وجود انسان‌ در حيرت‌ ميان‌ عقل‌ و عشق‌ معنا شود.

   ياران‌! شتاب‌ كنيد كه‌ زمين‌ نه‌ جاي‌ ماندن‌، كه‌ گذرگاه‌ است‌... گذر از نفس‌ به‌ سوي‌ رضوان‌ حق‌. هيچ‌ شنيده‌اي‌ كه‌ كسي‌ در گذرگاه‌، رحل‌ اقامت‌ بيفكند؟... و مرگ‌ نيز در اينجا همان‌ همه‌ با تو نزديك‌ است‌ كه‌ در كربلا، و كدام‌ انيسي‌ از مرگ‌ شايسته‌تر؟ كه‌ اگر دهر بخواهد با كسي‌ وفا كند و او را از مرگ‌ معاف‌ دارد، حسين‌ كه‌ از من‌ و تو شايسته‌تر است‌.

 الرّحيل‌، الرّحيل‌! ياران‌ شتاب‌ كنيد.

   قافلة‌ عشق‌ در سفر تاريخ‌ است‌ و اين‌ تفسيري‌ است‌ بر آنچه‌ فرموده‌اند: كُلُّ يَوْمٍ عاشورا و كُلُّ اَرْضٍ كربلا...

 اين‌ سخني‌ است‌ كه‌ پشت‌ شيطان‌ را مي‌لرزاند و ياران‌ حق‌ را به‌ فَيضان‌ دائم‌ رحمت‌ او اميدوار مي‌سازد.

   اصحاب‌ عشق‌ را رنجي‌ عظيم‌ در پيش‌ است‌. پاي‌ بر مسلخ‌ عشق‌ نهادن‌، گردن‌ به‌ تيغ‌ جفا سپردن‌، با خونْ كوير تشنه‌ را سيراب‌ كردن‌ و... دم‌ بر نياوردن‌!

  ... حسين‌ است‌، سرسلسلة‌ عُشّاق، كه‌ عَلَم‌ جنگ‌ برداشته‌ است‌ تا خون‌ خويش‌ را همچون‌ كهكشاني‌ از نور بر آسمانِ دنيا بپاشد و راه‌ قبله‌ را به‌ قبله‌ جويان‌ بنماياند. آنجا كه‌ قبله‌ نيز در سيطرة‌ حراميان‌ خون‌ ريز است‌، عشاق را جز اين‌ چاره‌اي‌ نيست‌.

  ... كار عشق‌، ياران‌، لا جرم‌ كربلايي‌ است‌. پس‌ ديگر سخن‌ از... فلان‌ و بهمان‌ مگو كه‌ عشاق حقيقي‌، تذكرة‌ الاولياء را... با خون‌ مي‌نويسند، با خون‌.

  ... ماندن‌ در صف‌ اصحاب‌ عاشورايي‌ امام‌ عشق‌ تنها با يقين‌ مطلق‌ ممكن‌ است‌... و اي‌ دل‌! تو را نيز از اين‌ سنت‌ لا يتغير خلقت‌ گريزي‌ نيست‌. نپندار كه‌ تنها عاشوراييان‌ را بدان‌ بلا آزموده‌اند و لا غير... صحراي‌ بلا به‌ وسعت‌ همة‌ تاريخ‌ است‌.

   صحراي‌ بلا به‌ وسعت‌ تاريخ‌ است‌ و كار به‌ يك‌ يا ليتني‌ كنت‌ معكم‌ ختم‌ نمي‌شود. اگر مرد ميدان‌ صداقتي‌، نيك‌ در خويش‌ بنگر كه‌ تو را نيز با مرگ‌ اُنسي‌ هست‌ يا خير! اگر هست‌ كه‌ هيچ‌، تو نيز از قبله‌ دارانِ دايرة‌ طوافي‌، و اگر نه‌... ديگر به‌ جاي‌ آنكه‌ با زبان‌ «زيارت‌ عاشورا» بخواني‌، در خيل‌ اصحاب‌ آخر الزّماني‌ حسين‌ (ع‌) با دل‌ به‌ زيارت‌ عاشورا برو.

   خوفْ فرزند شك‌ است‌ و شك‌ زاييدة‌ شرك‌ و اين‌ هر سه‌، خوف‌ و شك‌ و شرك‌، راهزنان‌ طريق‌ حقند... كه‌ اگر با مرگ‌ اُنس‌ نگيري‌، خوفْ راهِ تو را خواهد زد و امام‌ را در صحراي‌ بلا رها خواهي‌ كرد.

  ... اي‌ آرزومند، بيدار شو! دنيا صراط‌ آخرت‌ است‌، و اگر تو را چشم‌ بود مي‌ديدي‌ قيامتت‌ را كه‌ در اين‌ عرصه‌ بر پا شده‌ است‌! اگر اينجا با حسيني‌، آنجا نيز با حسيني‌ و اگر اينجا با يزيد، نيك‌ بنگر، آنك‌ يزيد است‌ كه‌ تو را به‌ سوي‌ جهنم‌ امامت‌ مي‌كند.

   هيچ‌ پرسيده‌اي‌ كه‌ عالم‌ شهادت‌ بر چه‌ شهادت‌ مي‌دهد كه‌ نامي‌ اين‌ چنين‌ بر او نهاده‌اند؟

/ 0 نظر / 8 بازدید